دازگاره اسرائیل کوچک

بحث دور از تعصب در خصوص رانت و سوءاستفاده مالی تشکیلات بهایی در دازگاره

حرف آخر

هدف ما دازگاره بود ، برنامه و سوءاستفاده تشکیلات موسوم به بهائیت از این منطقه بود که فقط خلاصه ای از دیده هایمان و نه شنیده ها و نه تصورات ذهنی را بیان کردیم. بعضی نظرات هتاک و کلمات مستهجن گرچه خشم دست اندرکاران دازگاره را نشان میداد ولی مجبور به حذف آن شدیم. اولا اطمینان و سندی دال بر اینکه این هتاکی از فامیل بهایی خانجانی باشد نداشتیم. دوما  انتشار هتاکی ها را هرچند که فرستنده آنرا رسوا میکرد دور از آداب اخلاق میدانستیم. و سوما ماندن این کلمات مستهجن در ستون نظرات شاید باعث میشد برق فیلترینگ مخابرات به وبلاگ ما اصابت  و زحمات ما  را به هدر میداد.

خواستیم مانند نویدخان جانی سند در وبلاگ ارائه کنیم گرچه تا حدودی با فوتو شاپ آشنا بودیم و میشد چیز های جور کرد اما حداقل خود ما را راضی نمی کرد. حتی اگر گرفتار محکمه های دنیایی نمی شدیم از محکمه آخرت جان سالم بدر نمی بردیم. علاوه بر این در مرام ما هدف و وسیله ما یکی است و اصل بر برائت است . با همان وسیله ای که می بینیم به عنوان هدف پی گرفته و خطاکار را در هر مقامی که باشد رسوا میکنیم. واحتیاجی به جعل سند نداریم.

لذا واسطه ها را روانه جهاد کشاورزی  و بانک کشاورزی سمنان و مهدی شهر نمودیم . گرچه اطلاعات شفاهی نشان از جذب اعتبارات کلان و کم بهره  و مساعدت های بلاعوض گروه خانجانی بهایی بسیار بالاتر از حد تصور ما بود . اما سرها برای بدست آوردن فوتوی  اسناد بانکی به سنگ خورد و حتی یکی از واسطه ها مدتی از این کنجکاوی به درد سر افتاده بود. این همه پول در کجا خرج میشد. ادوات شرکت های دازگاره تا حدودی مشخص است. واسطه ای کنجکاوتر بدنبال لیست بیمه به شعبه تامین اجتماعی سری زد . اطلاعات شفاهی کارمندان اینکه خیلی از لیست های کارگران شرکت های کشاورزی و دامداری دازگاره مشمول یارانه دولتی ، برای افرادی رد می شود که شاید رنگ دازگاره را هم ندیده اند. اینجا هم نه اسمی و نه لیستی به ما ندادند.

اینکه شرکت های بهایی دازگاره بدنبال سوءاستفاده  و جمع مال از هر طریقی که باشد ، هستند برای ما عجیب نیست. عجیب آنست که این اتفاقات تحت نظارت دم و دستگاهی انجام میشود که بهائیان به بی ادبانه ترین شکل ( مانند نمونه های ستون نظرات ) به آن  اهانت میکنند. چگونه مافیای تشکیلات بهایی بر بدنه نظامی که علی الظاهر ضد بهایی می باشد چنگ انداخته اند که یک کارمند بانک یا جرات نمی کند حتی رقم دقیق اعتبارات تخصیصی برای بهائیان دازگاره ( و احتمالا بهائیان شرکت های دیگر) را بگوید چه برسد که فوتوی آنرا به کسی نشان بدهد. و یا کارمند شعبه تامین اجتماعی جرات ارائه لیست کارکنان شرکت های تشریفاتی دازگاره را نداشته باشد. هر چند که یقین دارد این لیست ها مربوط به نور چشمی ها و شاید کارکنان ویژه تشکیلات  مقیم شهرهای سمنان وتهران می باشد.و حتی مدعی است که موضوع را به مافوق گزارش داده اما پاسخ شنیده اینها کارپردازان شرکت در تهران هستند. مورچه چیه که کله پاچش باشه . این شرکت ها چقدر نیرو در دازگاره دارند که این تعداد در تهران کارپرداز ، امور دفتری و اداری داشته باشند؟

مرور مطالب گذشته:

1-     در دازگاره افرادی را می شناسیم که دشمنی علنی آنان با حکومت اسلامی برهمه آشکاراست.

2-     رابطه تشکیلات با اسرائیل دشمن ترین دشمن خارجی نظام اسلامی ، ( هر چند برای کودکان غزه مقاله بنویسند ) غیر قابل انکار می باشد.

3-     تلاش های براندازی نظام و تامین خوراک تبلیغاتی برای رسانه های خارجی  و ایجاد چالش بین نظام و نهاد های باصطلاح بین المللی از اقدامات آشکار و پنهان تشکیلات در طول این 30 سال می باشد.

4-     این افراد در دازگاره اقدام به تغییر کاربری زمین و ساخت ویلا ( و شاید هم کاخ)در زمین زراعی و احتمالا ملی کرده اند.

5-     در حالیکه روستائیان جلیزجند ( معبر تنگ واشی) در فیروزکوه اعتراض شان به ازدحام غیرعادی و خارج از حد تحمل ایام تعطیل مسافرین عبوری به جایی نمی رسد و حتی بابت اخذ حق پارکینگ در محلی که خود زحمت تسطیح و مراقبت آنرا کشیده بودند مورد باز خواست قرار می گیرند. و یا روستائیان کندوان در اسکوی آذربایجان از اخذ ورودی از مسافرینی که میخواهند محل سکونت و زندگی آنها را کنکاش کنند منع میگردند. چگونه تشکیلات یک منطقه بزرگ را قرق کرده و از ورود گردشگران  ، کوهنوردان و طبیعت گردان جلوگیری میکند. و آشکارا در زمین منابع ملی تایلو ورود ممنوع و تهدید به پیگرد قانونی میزند. و با خانواده های غیر بهایی که بسیار دورتر باغات و ویلاهای آنان مشغول جمع آوری سبزی صحرایی بودند برخورد خشونت بار و تهدید آمیز می شود.

6-     بخاطر ایجاد جلب توجه به یک تک درخت اورس (سرو کوهی ) بسیاری از درخت های اورس اطراف  را نابود کرده اند.

7-     با همه این سوابق به راحتی از اعتبارات بانکی به بهانه کشاورزی مکانیزه و طرح های آب و خاک  و حمایت های دولتی برخوردار و البته حجم کلانی از این اعتبارات را به جای دیگر و با منظوری غیر از اهداف  طرح تصویبی انتقال نامشروع داده اند.

8-     با طرح های باصطلاح مکانیزه و استفاده حداکثر از جریان طبیعی آب ، حرکت سنتی آب به سفره های زیرزمینی پایین دست را قطع نموده اند.

9-     مزایای اشتغال وبیمه را به عنوان طرح کشت ودام در دازگاره تصویب ، اما آنرا برای دیگران و غیر مرتبط با موضوع مساعدت دولت اختصاص داده اند.

10- کارکنان آگاه از تخلفات این افراد ، جرات ارائه مستندات برای افشاگری ندارند.

11- با مشاهده این همه تناقض در برخورد ظاهری و عملی با تشکیلات بهایی  در دازگاره و حتی خارج از آن  توسط نظام به ظاهر ضدبهایی ، هیچ توجیه قابل قبولی وجود ندارد.

12- چه دلیلی وجود دارد ، افراد با جرمی به مراتب کمتر در اغتشاشات سال 88 به مجازات سخت و حتی اعدام محکوم شوند. اما سران تشکیلاتی که با اعترافات خود و شواهد موجود ثابت شده که جرمی به مراتب سنگین تر  داشته اند همچنان در باصطلاح زندان خوشگذرانی کرده  ویا آزادانه پرسه میزنند و سمپاشی میکنند....

13- ما به بهایی بودن اعتراضی نداریم . آنها که از 3 سالگی برای یک عقیده خاص تربیت شده اند ، راهی غیر ازماندن در این عقیده ندارند ، حتی اگرغیر این آموخته ها را بخواهند مجازات دهشتناک بایکوت عاطفی و روحی کاملا بازدارنده است. اعتراض ما به سکوت ، تسامح ، برخورد دوگانه  نظام به ظاهر ضد بهایی  با خلاف های آشکار و مافیایی تشکیلات می باشد.

14- تمام برخوردهای انجام شده با تشکیلات ، از نوع ظاهری ،سطحی ،پرهیاهو و تعمدا با نمایشی از تعصب همراه بوده و نه تنها هیچ آسیب مادی یا روانی برای تشکیلات نداشته است ، بلکه خوراک تبلیغاتی برای مظلوم نمایی  و تخریب حرکت های ضد بایی گری شده است.در حالی که برعکس در موارد آشکار خلاف و اقدامات ضد قانونی و سوءاستفاده افراد متمول شبکه از اعتبارات و مساعدت های دولتی با تسامح و سهل انگاری برخورد شده است. با این اوضاع و احوال شاید اگر شهرام جزایری عرب و بعضی از آقازادگان ( الله ابهی ) میگفتند نه دادگاهی میدیدند نه با اموالشان کسی کاری داشت  و نه روزنامه ها اینقدر از مفاسد اقتصادی دم میزدند.و یا شاید اگر عبدالمالک ریگی خود را عبد المالک خانجانی معرفی میکرد سرش به این زودی بر دار نمی رفت.!

 

 

 

 

نویسنده : سنگسری : ٩:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱۳
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

کتمان یا اعلان بهایی گری

ادامه:

دریادداشت قبلی بحث کردیم که تشکیلات بهایی با سوء استفاده از جریان ضد استعماری و ضد اسرائیلی انقلاب اسلامی ، با اصرار و تاکید بر بهایی گری ،موجبات تنش افراد مجموعه خود با نظام و در نتیجه محرومیت آنان از اشتغال در دوایر دولتی گردید. تشکیلات با مهارت تمام و با بهره گیری روانشناسانه از موضوع عدم مقبولیت بهایی گری توسط مسئولین نظام ، مجموعه خود را با تشدید نفرت و کینه از انقلاب  ، در جمع محدود خود منزوی ساخته و نهایت بهره داری را از این پیشامد بعمل آورد.

نقل از یک کارمند (بازنشسته) شرکت ملی نفت که در سال 1358 چند تماس تلفنی به ایشان مدیر واحد و حتی نگهبان واحد می شود که فلان کارمند شما بهایی است و حتی تهدید که اگر برخورد نکنید به عنوان همدستی با بهائیان مجازات می شوید. هیچ کس باور نمی کرد این کارمند بهایی باشد وهمه شوکه شدند . بعد از اعتراف بسیار مظلومانه وی چند روز بعد با چشمان گریان خداحافظی و اخراج شد. همه همکاران او از سماجت تلفنی آن متعصب خشک و متحجر ناراحت و منزجر بودند. ..... آیا آنها هرگز فکر کرده اند که منشا این تلفن ناشناس خود تشکیلات بوده است؟ و گرنه چه لزومی دارد در شرایط انقلاب که مخالفین بهایی در اوج قدرت بودند به صورت ناشناس ، یک کارمند بهایی را به همکارانش معرفی و آنها را تهدید کند که قضیه را به مافوق مربوطه گزارش و برای اخراجش اقدام کنند؟

تشکیلات برای حفظ و انسجام نیروهایش و هم چنین ایجاد نفرت و انزجار از رفتار نظام اسلامی احتیاج به هزینه داشت. این هزینه ها شامل محروم شدن بهائیان از اشتغال در دوایر دولتی و تحصیل در دانشگاههای تحت نظر دولت و هم چنین محروم شدن افراد بهائی از احقاق حق مالی یا حتی جانی جزیی در محاکم قضایی می باشد. روند تبلیغاتی شدید بر علیه قوه قضائیه در تشکیلات به اوج خود رسید. هیچ بهایی امید به احقاق در دادگاه های نظام اسلامی ندارد. تشکیلات این از دست دادن حقوق جزیی و کم اهمیت مالی را جز هزینه های سرمایه ای خود برای ایجاد نفرت بیشتر بهائیان از حکومت و انقلاب و البته حفظ موقعیت خود می دانست.

اما در جایی که دعوی حقوقی قابل توجه بود و رقم مورد اختلاف مالی یا ملکی با طرف غیر بهایی و حتی نهادهای انقلابی نظیر بنیاد مسکن و بنیاد مستضعفان ( بنیاد جانبازان فعلی ) بالا بود ، به راحتی و با پشتیبانی  حقوقی شبکه ای در محاکم قضایی وارد و بدون هیچ واهمه ای از اصل عدم کتمان بهایی گری در فرم های حقوقی مذهب خود را اسلام ذکر و در موارد بسیار زیادی طرف مقابل را محکوم  و اموال یا ملک مورد نزاع را وامی ستاندند. موارد از این دست در طول 30 سال بعد از انقلاب بسیار زیاد می باشد . تشکیلات در مقابل تعجب عامه بهایی هر بار که در جریان پرونده ای محکوم میشد بهایی بودن را علت محکومیت قلمداد میکرد و هر بار که حاکم میگردید پشتیبانی پدیده ای موهوم بنام سازمان ملل !!؟؟ را در جمع عوام بهایی شایعه کردند. ما ندانستیم این سازمان ملل چگونه در دادگستری شهرستان ها وارد و مداخله و احقاق حق میکند . و اگر چنین پدیده قدرتمندی حامی تشکیلات می باشد پس چرا در دعاوی حقوقی اصل عدم کتمان بهایی گری برای عده ای خاص رعایت نمی شود.

در قوانین شیعه بحث فقهی بنام تقیه وجود دارد که هرگاه جان فرد در خطر باشد می تواند عقیده خود را انکار کند. اما ظاهرا تشکیلات نه برای جان افراد  خودش بلکه برای مال ( آنهم مال قابل توجه ) که البته درصد ی سهم مستقیم سران تشکیلات می باشد آن هم برای عده ویژه این حق کتمان بهایی گری را قائل شده است.

هر چند مبلغین تشکیلات بخواهند بر این تناقض آشکار سرپوش بگذراند و آن را توجیه نمایند . حداقل برای آنها که در خارج از گود بهائیت ایستاده اند و یا به نوعی درگیر مسئله هستند که برای تشکیلات و بهائیان متمول فقط منافع مادی حرف اول را می زند.

یک نمونه ادعای یک غیر بهایی ( کار به حقانیت یا غیر محق بودن دعوی حقوقی ایشان نداریم) که به قاضی پرونده که اتفاقا معمم هم بوده است نسبت به اظهار اسلام دروغین فرد شاکی بهایی در پرونده اعتراض می نماید که قاضی فقط نگاه سطحی به اظهارات مندرج شاکی نموده و با لحن تند از میخواهد فقط به سئوالات مرتبط با شکایت پاسخ دهد.

ما قصد دفاع از قوه قضائیه را نداریم . بحث اینست حال که مصالح کلان مادی تشکیلات و متمولین بهایی ایجاب میکند که در مقابل تعجب و حتی اعتراض! طرف مقابل دعوی در دادگاه  بصورت مکتوب بهایی گری کتمان شود. آیا نمی توان در دعاوی جزیی  و کم ارزش مالی و یا در ورود به دانشگاه نیز این شرایط استثنائی برای کلیه بهائیان فراهم گردد. اصرار تشکیلات بعد از وقوع انقلاب بر عدم کتمان بهایی گری تا این حد اگر برای مواردی که ما ذکر کردیم نیست پس برای چیست ؟ و چه نتیجه ای در پی دارد ؟  بهائیان چه سود مادی یا معنوی از این دستور تشکیلاتی می برند؟

بدنه پیر تشکیلات و آگاه به وقایع قبل از انقلاب میداند که یکی از مهم ترین علت شورش و اعتراض مردم  نفوذ گستاخانه بهائیان در بدنه حکومت و اقتصاد آن زمان بوده است . علیرغم فیلتر گزارشات این چنینی توسط با نفوذان بهایی در ساواک ، موارد عدیده ای از این دست گزارشات مستند موجود می باشد. و حتی در خاطرات درباریان نیز اشاره شده است که یک علت خیزش مردم اعتراض به قدرت و نفوذ بهائیان می باشد.

تشکیلات به خوبی میداند که این حساسیت مردمی همچنان باقی است . و نظام هرگز نمی تواند اصولی که مردم به خاطر آن انقلاب کرده اند و حتی کشته داده اند را زیر پا بگذارد. و با تمام فشارهای سیاسی خارجی  ( و جوسازی محق یا غیر محق)  مرام دست ساخته ای را به عنوان دین رسمی یا اقلیت بپذیرد.

راس هرم تشکیلات وقوف کامل دارد حتی اگر انقلاب در ارزشهای خود تعدیل نماید و یا سقوط نماید و مجددا آمریکایی ها و غرب قدرت را در ایران به دست گیرند ، وضع سیاسی بهائیان بهتر از زمان شاه نخواهد شد. و شرایط برای رسمی شدن مهیا نمی گردد. گرچه با گسترش نفوذ اقتصادی و به دست گرفتن گلوگاهای تجاری آنها به اهداف مادی خود خواهند رسید . تجربیات عراق و افغانستان علیرغم حساسیت کمتر مردم آن نواحی نسبت به مردم ایران به موضوع بهایی گری ، موید این مطلب خواهد بود.

پس آنها که معترض به نوشتارهای ما این مطلب را دنبال میکنند ، بدانند نه این نظام و نه هر نظام دیگری که برایران حکومت کنند هرگز این ریسک را نخواهند کرد که رسما پذیرای بهائیت یا هر موضوع مشابه دیگر مانند شیطان پرستی ، صوفی گری ، شیخی ، علی الهی ، اسماعیلی که بعضی از این فرق پیروانی به مراتب بیشتر از تشکیلات بهایی در اختیار دارند. برای اسرائیل و غربی ها تشکیلات در حد یک وسیله برای اهداف استیلاجویانه آنها می باشد. برای آمریکایی ها که خشن ترین برخورد را با فرقه دیویدیه داشتند ، بهایی ها بخصوص بهائیان مقیم ایران یک ابزار و اهرم بیشتر نیستند. و مطمئنا بعد از دوباره به قدرت رسیدن در ایران هر چند که بهائیان را از نظر اقتصادی بی پاداش نمی گذارد و دست آنها را پشت صحنه باز می گذارد اما هرگز منافع بزرگ خود را با امتیاز علنی و رسمی کردن بهایی گری به خطر نمی اندازد.

و تشکیلات اگر از IQ  مناسبی برخوردار ودر رویا سیر نکند کاملا از این واقعیت هر چند تلخ به کامشان آگاه است. پس اصرار بعد از انقلاب بر عدم کتمان بهایی گری و ایجاد تقابل فردی بهائیان با نظام  در شرایطی که حتم میداند که امکان هیچ گونه تغییری در اصول نظام وجود ندارد برای چیست؟

غیر از این هایی که ذکر می کنیم؟؟؟:

1- تهیه خوراک تبلیغاتی برای قدرت های ضد نظام

2- افزایش نفرت و انزجار از نظام

3- افزایش انسجام تشکیلاتی

4- پیشگیری از بهایی گریزی در جریان ادامه تحصیل در مراکز خارج از کنترل بهائیان.

5- شیفت به سمت بازار آزاد و اقتصاد پرسود مبتنی برتجارت

6- جذب مهاجربا استعداد ایرانی اما بیخطر! برای کشورهای مهاجر پذیر

نویسنده : سنگسری : ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

اعلان یا کتمان بهایی گری (قسمت اول)

می گویند در مهدی شهر بهائی بنام ضیا ممتازی داروخانه داشته و مهارت جالبی در درمان علامتی بیماران با مسکن های قوی و مخدر داشته است و از این بابت شهرتی در عوام به هم زده بوده است ( ظاهر ا حتی اگر دکترای داروسازی هم داشته باشد برابر قانون حق معالجه و درمان ندارند) . بحث راجع به مداخله ایشان در امور پزشکی نیست . بلکه ادعای جالب ایشان است که : " در دانشکده پزشکی قبول شدم اما هرچه گفتند بهایی بودن را انکار کن نکردم و مرا راه ندادند"  اینکه صحت این ادعا چقدر باشد نمی دانیم ، حداقل 50 سال از ماجرا گذشته است . پس اگر ایشان در زمان حکومت انگلستان و آمریکا  (شاه) بر ایران که همه چیز در پشت صحنه در اختیار بهائیان بود به این بهانه نتوانسته دکتر شود. پس این همه مقامات بهایی رژیم قبل از انقلاب با تحصیل داخلی چگونه به دانشگاه راه یافته بودند؟؟!

کسی بر بهائی بودن پرویز ثابتی شکی ندارد. و خدمت ایشان به تشکیلات بهایی در قبل از انقلاب ( چه با دستور خارج یا چه با اراده و تمایل شخصی) و حتی فرار ایشان با مساعدت بهائیان کاملا مشهود است. تحقیقات گزینش ساواک نیز ایشان را بهائی معرفی کرده است . اما در فرم استخدام ساواک ایشان نه تنها خود را بهایی معرفی نمی کند . بلکه دین خود را اسلام عنوان کرده است. نظیر این موارد در قبل از انقلاب فراوان است . شاید مدافعین بهایی عنوان کنند عنوان دین در قبل از انقلاب در فرم ها و یا سئوالات حقوقی یا غیر حقوقی صرفا تشریفاتی و صوری بوده و متصدی فرم و کل رژیم هیچ اهمیتی به این عنوان نمی دادند. و حتی در دهه 50 سئوال دین در بسیاری از فرم های دولتی حذف گردید.

اما واقعیت و مستندات موجود اینست که بسیاری از بهائیان صاحب قدرت و سرشناس ، بی سروصدا کتمان بهایی گری برای بدست آوردن موفعیت و منافع را داشته اند. هر چند که این کتمان مکتوب یا شفاهی برای رژیم سابق ظاهرا هیچ اهمیتی نداشته است.

با وقوع انقلاب اسلامی تاکید تشکیلات بر منع کتمان بهایی گری به اوج خود رسید. و با توجه به ماهیت ضد اسرائیلی انقلاب  از طرفی ، و وقوف کامل انقلابیون از ماهیت تشکیلات بهایی از طرف دیگر منجر به برخوردهای هر چند موقت و پراکنده با تشکیلات گردید. فرجام تاکید تشکیلات در این موقعیت حساس مبنی بر عدم کتمان بهایی گری منجر به اخراج و حذف تعدادی از بهائیان حتی رده پایین از ادارات دولتی گردید.با ثبات نسبی انقلاب ، برای نظام جز مشاغل امنیتی ، در بقیه موارد ملاک فقط اظهارات شخص بود و چه بسیار افراد بی دین ، کمونیست  و ... فقط با اظهار کلامی موقعیت های شغلی دولتی را حفظ یا کسب کردند.

تشکیلات چه هدفی را ازاین سختگیری و سماجت در منع کتمان بهایی گری دنبال میکند:

1-     وظیفه دینی امری (  شاید برای آنها که بهائیت را یک دین واقعی می دانند و خبر از واقعیت های زندگی علی محمد باب ، میرزا محمد علی ، میرزا حسینعلی و .... و نقشه های روسیه و انگلستان ندارند ، این موضوع پذیرفته شود. ) اما آنها که در خارج از گود بوده و بر گذشته و حال اشراف دارند یقین دارند که تشکیلات این بهانه را با هدف پنهان دیگری علم نموده است.

2-     از نظر روانی تشکیلات میداند که محدودیت های فردی و گروهی باعث تقویت وابستگی فرد به تشکیلات میگردد. لذا خروج اینگونه بهائیان از دوایر دولتی ناخودآگاه ضدیت و عناد آنان را با انقلابیون مسلمان بیشتر ودر نتیجه احساس وابستگی به تشکیلات  بیشتر می شود.

3-     محدودیت تماس های ایجاد شده بهائیان با مسئولین ظاهرا مسلمان و مطلع ادارات و همچنین نهادهای مذهبی و انقلابی ( انجمن اسلامی ، حراست و ...) آنها را از خطر در معرض تردید قرار گرفتن نجات خواهد داد.

4-     برابر دستور تشکیلاتی با مظلوم نمایی این اخراج ها ، شرایط مناسب بهره برداری  و خوراک تبلیغات رسانه ای در سطح بین المللی بر علیه نظام اسلامی  هم سو با سیاست های اسرائیل و غرب فراهم میگردد.

5-     از آنجا که تشکیلات میدانست دست یابی به مشاغل حساس و تاثیر گذار بر اقتصاد و تجارت کلان و رانت های دولتی در شرایط انقلابی غیر ممکن می باشد. گزینه همه یا هیچ را انتخاب و با اصرار بر علنی کردن بهایی گری ، کارمندان رده پایین را نیز در گیر با نظام تا حد اخراج نمود.

6-     سیاست اقتصادی تشکیلات تحت تاثیر یهودیان فلسطین مبتنی بر تجارت و بازار آزاد می باشد. اکثر بهائیان اخراجی در این مقوله وارد و درنتیجه در صد قابل توجهی درآمد نصیب تشکیلات گردید که مراتب از درآمدهای اختصاصی تشکیلات ( مانند پپسی کولا) در قبل از انقلاب بیشتر بود.

7-     برای کشورهای مهاجر پذیر آمریکای شمالی و اقیانوسیه بهائیان بر عکس مسلمانان  (کبریت های بیخطر) بودند. وقوع چنین روندی  اسباب افزایش مهاجرت جوانان  بهایی میشد و عطش این کشورها برای جذب  ایرانیان مطیع و بیخطر را ارضا می نمود. ودر اینمورد اداره مهاجرت این دولت ها کاملا با تشکیلات هماهنگ بود. البته بعد ها  این روند برای اسرائیل و بعضی قدرت های خارجی به خاطر افت جمعیتی شبکه تحت اختیار آنها در ایران و نیاز به نیروی انسانی بیشتر برای اهداف برندازی نظام ، گران تمام شد. و از دست دادن نیروی جوان به مذاق تشکیلات نیز خوش نیامد.

 

در ادامه موارد فراوان کتمان بهایی گری افراد صاحب نفوذ تشکیلات را بحث خواهیم کرد. وجود این تناقض تایید بندهای فوق خواهد بود.

نویسنده : سنگسری : ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

درخت اورس مقدس

چرا در دازگاره اورس نیست؟

اورس یا سرو کوهی از گیاهان برگ سوزنی دامنه البرز جنوبی است که همراه درختچه های زرشک اصلی ترین پوشش درختی مناطق کوهستانی شهرستان مهدی شهر را به صورت جنگل تنک تشکیل میدهد . رشد درخت بسیار بطئی و چوب آن بسیار محکم و با دوام می باشد. در اطراف جاده اصلی فولاد محله در حوالی گردنه بشم ده صوفیان ارتفاعات رضاآباد ، گرمکش ، و تمامی ییلاقات پروری ها به وفور دیده می شود.

جنگل اورس  در منطق رضاآباد

جنگل تنک درخت اورس در رضاآباد (شرق دازگاره)

روستای سرآور

جنگل تنک درخت اورس در سرآور (جنوب دازگاره)

تنگه سرآور ( ورودی دازگاره)

درخت اورس در تنگه سرآور (ورودی دازگاره)

درخت اورس در ارتفاعات اطراف دازگاره

موقعیت جغرافیایی و اقلیمی دازگاره نیز شرایط بسیار مساعد برای رشد این درخت زیبا را دارد . و انتظار میرود پوشش آن از عرض های جغرافیایی بالاتر و یا پایین تر بیشتر باشد. اما بر عکس انتظار ، تعداد این درختان در اطراف ویلا ها و باغات بسیار اندک می باشد.

در سال های گذشته اخباری بدون مدرک دال بر معدوم کردن تعدادی از درخت های اورس توسط گروه بهایی انتشار یافت. منشا خبر بعضی از خانجانی غیر بهایی بودند. اگرچه طبیعی است که در موارد اختلافات خانوادگی احتمال هر تهمت از طرفین امری عادی میگردد . اما شواهد حذف درخت های اورس در دازگاره و تفاوت محسوس پوششی این گیاه در منطقه با مناطق مجاور این تردید را ایجاد میکند که فرد یا افرادی در جلوگیری از رویش این درخت در منطقه نقش دارد.

البته اختلافات بین گروه بهایی و غیر بهایی فامیل خانجانی در دازگاره قبل از آنکه منشا عقیدتی داشته باشد به مسائل مالی ، ارضی و خانوادگی بر میگردد.

حسب ظاهر سرسبزی و زیبایی منطقه بایستی برای بهائیان بسیار مهم باشد . و این اهمیت به حدی است که امکان استفاده از درخت اورس به عنوان سوخت شومینه توسط اعیان بهایی متصور نمی باشد.

تنها یک فرض اقدام آنها را توجیه میکند:

در کنار یکی از چشمه های دازگاره در خت اورس کهنسالی که تشکیلات بهائیان سعی در ایجاد تقدس برای آن دارد. و البته موفق هم بوده است. ما اطلاع دقیقی نداریم که جنبه تقدس دادن به این درخت مربوط به اقامت میرزا حسینعلی یا ملا ی بشرویه می باشد . اما هرچه هست یکی از ادله محکمی است که تشکیلات ناتوان از توجیه علمی آئین خود ساخته بهائیت به خرافه سازی و مقدس کردن درخت و سنگ و چشمه پرداخته است و با این ابزار به جذب عوام سطح پایین تشکیلات پرداخته است.

درخت مقدس!! بهائیان در دازگاره مهدی شهر

هازل دار درخت اورس مقدس!!! به دامنه بدون اورس اطراف توجه شود

در پرورش این درخت اورس مقدس  یقینا" منحصر بفرد نمودن و تک درخت اورس شدن در منطقه جلال وشکوه و ابهت !! بیشتری به آن داده و تاثیر آن بر بازدید کنندگان (زیارت کنندگان!!) بسیار بیشتر خواهد بود.

بیشک به همین دلیل صحنه گردانان دازگاره ، علیرغم تمایل به سر سبزی و زیبایی منطقه ، و علیرغم تبعات ناشی از تحت تعقیب ماموران جنگلداری قرار گرفتن ، مرموزانه  و مخفیانه به حذف درختان و نهال های نوپای اورس در محوطه وسیعی از اطراف درخت مقدس !!! نموده اند.

نویسنده : سنگسری : ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

ممانعت از تحصیل بهائیان

یکی از فعالان رده پایین تشکیلات ، بهایی زاده  نوید  نام  خانجانی ظاهرا با تعلق خاطر فراوان به دازگاره می باشد. نامبرده در جریان براندازی و اغتشاش بعد از انتخابات 88 در تحریک دوستانش و جوانان بهایی برای به خیابان ریختن و آب را گل آلود کردن نقش فعالی داشته است.

از آنجائیکه استعمار انگلیس و سایر دول تجاوزگر ، همیشه از سیاسی و مبارزه ای بودن ادیان الهی در هند ، خاورمیانه ، قفقاز و شمال آفریقا ضربه های سنگینی دیده بودند ، برای خلاصی از این درد سر در طرح ساخت دین جدید ،در بسته های آموزش دینی اهدایی به میرزا حسینعلی نوری و سر عباس افندی دوری از سیاست و حکومت بسیار مورد تاکید قرار گرفته بود. این پدیده در سالهای اخیر مورد استفاده کانادا و استرالیا و سایر کشورهای مهاجر پذیر قرار گرفته است. این حکومت ها  از اینکه جوانان بهایی کبریت بی خطر می باشند و کاری به سیاست و  بی عدالتی نژادی و غیر نژادی ندارند استقبال نموده  و براحتی و با حداقل تشریفات مهاجرین بهایی را پذیرش و تحت تابعیت خود قرار داده اند.

 اما برای حامیان خارجی تشکیلات ، به خصوص آمریکا و اسرائیل ، با توجه به نیازمبرم نیروی انسانی که در طرح های مقابله از درون با نظام ایران داشتند ، کنار ماندن بهائیان ایران در این کمبود شدید نیروی برانداز غیر قابل تحمل بود. لذا دستور تشکیلاتی با یک تغییر 180 درجه ای مبارزه با نظام  را به جای عدم دخالت در سیاست برگزید. بروز این تناقض آشکار بایستی برای رده پایین ( بخش اعتقادی و تسلیم محض ) تشکیلات توجیه شود. برای بسیاری از بهائیان این ابهام باقی ماند که چرا مبارزه و سیاسی گری فقط در کشور ایران است و در سایر نقاط همچنان اصل دوری از سیاست با شدت تمام رعایت میگردد.

البته مخالفت بستگان نوید با شرکت وی در جریانات خیابانی اغتشاش و براندازی ضد نظام اسلامی ایران ، ناشی از اعتقادات آنها نیست. آنها در جایگاهی قرار ندارند که جرات اعتراض به برنامه های دیکته ای تشکیلات منجر به بروز این تناقض را داشته باشند ، بلکه این منع و مخالفت  با نامبرده ناشی از احساسات عاطفی و علایق درون خانوادگی است که نمی خواهند برای نوید عزیزشان اتفاق ناگواری پیش آید. و یا با سیاسی شدنش و در زیر ذره بین قرار گرفتنش موجب اختلال در پیشرفت های اقتصادی و مالی آینده اش شود.

اما نوید توجیه می شود و سپس خود توجیه میکند که این اقدامات مداخله در سیاست نیست ، بلکه تلاش برای برخورداری از حق تحصیل بهائیان است.

راستی چرا جوانان بهایی به دانشگاه نمی روند؟  اینکه سرگرم بودن جوانان بهایی با برنامه های فشرده آموزشی ، توجیهی و تفریحی امری مانع از پیشرفت تحصیلی آنها می شود، چندان قابل قبول نیست ، علیرغم طیف متوسط رو به ضعیف تحصیلی جوانان بهایی دبیرستانی ، موارد هر چند محدود با پشتکار تحصیلی و استعداد بالا در بین دانش آموزان دبیرستانی  دیده می شوند.

در چند دهه پیش سران تشکیلات بهایی در ایران و جهان  متوجه بحران بزرگی شدند و شدیدا احساس خطر کردند. اکثریت جوانان با تحصیلات عالی از اطاعت از تشکیلات و قبول آن به عنوان یک دین سرباز زدند و آموزه های امری را به تمسخر گرفتند. هر چند اعطا مقام و مسئولیت و جاذبه های دیگر تشکیلاتی و رانت های اقتصادی توانست عده  ای ازاین فارغ التحصیلان مدارج بالا را همچنان جذب تشکیلات نگه دارد. اما آمار گریختگان از تشکیلات بسیار بالا و نگران کننده بود . و بدتر از این انتشار شک و تردید و بهایی گریزی در بستگان و آشنایان این افراد بود که حتی ابزار قدرتمند تشکیلات موسوم به طرد روحانی نیز کارآمد نبود. به عبارتی تمام تلاش های تشکیلات در اعتقادی کردن آموزه های امری از 3 سالگی به بعد در تعامل دانشجوی بهایی با افکار آزاد بر باد می رفت . متاسفانه آموزه ضد ادیان الهی منجمله اسلام و محدویت های تشکیلات در گذشته و یا سرخوردگی  ناشی از اعتقادات امری  مانع از گرایش این دانشجویان به سمت ادیان الهی و درنتیجه ماندن آنها همچنان در بی دینی میشد. و تعداد کمی از اینها به سمت اسلام یا ادیان حقیقی دیگر روی می آوردند. اما برای تشکیلات بهایی گریزی حتی علیرغم بی دین ماندن آنها سخت نگران کننده بود.

تشکیلات کاملا به این نتیجه رسید که راه نیافتن جوانان بهایی به دانشگاه های داخل و خارج صد درصد به صلاح گروه بهائیان خواهدبود. اولا از خطر بهایی گریزی مصون می مانند و ثانیا در دست گرفتن رانت های اقتصادی و تجارت های ویژه و پرسود برای تشکیلات احتیاج چندانی به تحصیلات عالی ندارد.

لذا آیتم دین در فرم های ورود( کنکور) به دانشگاه ( که جهت تعیین نوع سئوال دروس دینی افراد پیش بینی شده است) مورد استفاده ابزاری تشکیلات قرار گرفت. تمام جوانان دستور داشتند که دین خود را بهایی اعلام کنند و این کار خود بخود منجر به حذف آنها از امتحان کنکور و ورود به دانشگاه میشد.

تشکیلات اطمینان خاطر دارد که هیچ نظامی و حکومتی در ایران ( چه اسلامی و مستقل و چه وابسته کامل به غرب ) به دلیل ماهیت آشکارگروه بهایی و ترس از عکس العمل عمومی مردم  هرگز حاضر نخواهند شد که بهائیت را به عنوان دین حتی غیر رسمی بپذیرند .آنها به وضوح میدانند که اعلام بهاییت به عنوان دین حتی در زمان شاه که اداره کشورکاملا در اختیار آمریکا و اسرائیل بود نیز غیر ممکن بود و حتی اگر در ماموریت محوله براندازی نظام اسلامی موفق شوند به پاس خوش خدمتی از پاداش مادی و رانت های بزرگ اقتصادی مانند گذشته برخوردار میگردند ، اما وابسته ترین نظام به آمریکا نیز جرات به رسمیت شناختن آنها را در این کشور نخواهد داشت مانند اینست که سازمان مجاهدین ، چریک های خلق ، کمونیست ها و یا شیطان پرست ها را نیز به عنوان دین!!! بپذیرند. واز این بابت نهایت بهره برداری را میکند.اصرار بر اعلام دین بهایی در فرم پذیرش و محروم ماندن جوانان 3 پیروزی  هر چند موقت برای تشکیلات در پی دارد : اول نگرانی از ورود به دانشگاه  و پیامدهای بهایی گریزی در تحصیلات عالی مرتفع میگردد. و دوم بهره برداری روانی تحریک و تشجیع جوانان به دنبال وقوع محرومیت خود خواسته و سوم مظلوم نمایی و بهره برداری  سیاسی  برعلیه نظام .

شگرد محروم ساختن جوانان بهایی از ورود به دانشگاه منحصر به ایران نمیگردد. بلکه علیرغم پذیرش بسیار آسان جوانان بهایی ( به دلیل فوق الذکر) در کشورهای مهاجرپذیر نظیر کانادا و استرالیا و حتی ایالات متحده  به بهانه حفظ جمعیت در کشور مهد بهایی از مهاجرت جوانان به خارج  با تمام قدرت ممانعت بعمل می آورند. البته موارد استثناء شامل فرزندان افراد خاص تشکیلات و یا جوانانی که به زعم تشکیلات  اعتقادشان قوی است و کاملا تشکیلاتی شده اند وجود دارد.

نگرانی تشکیلات از مهاجرت به خارج صرفا ورود به دانشگاههای خارجی  نیست ، بلکه موارد بهایی گریزی حتی در جوانان بدون تحصیلات عالی نیز دیده شده است . آن هم در جایی که پدیده خشونت بار عاطفی – روانی طرد روحانی دیگر کارآمد نیست.

توجیه نوید خان جانی برای پدیده تناقض آشکار تعلیمات امری عدم دخالت در سیاست با شرکت ایشان و هم گروه اش  در اغتشاشات سال 1388 تهران به بهانه دفاع از برابری تحصیلی شاید رده های بیخبر بهایی همچنان بی خبر تر نگه دارد ، اما بستگان قدرتمندش در تشکیلات می دانند که این بهانه ای بیش نیست و آنها محکوم به اجرای دستورات دیکته شده تشکیلاتی از خارج هستند .

 

 


دازگاره منطقه ممنوعه

 آنها که با عشایر شهرستان مهدی شهر  چه ایلات سنگسری  یا پروری و حتی عشایر ده صوفیان ، چاشم و پشتکوه آشنایی دارند . از مهمان نوازی و تعامل حسنه با تازه واردان و میهمانان مناطق ییلاقی بسیار سخن گفته اند. از افتخار و شادمانی زارعین و باغداران مناطق دربند مهدیشهر ، فولاد محله ،آساران  ، دره های زیبای پرور ، کاورد ، کولیم ، فنیسک ، ملاده ، پشت لت ، شلی ، هیکو ، چاشم ، کاهش ، بشم ، رضا آباد ، روزیه ، خطیر کوه ، شیخ چشمه و گرم چشمه شهمیرزاد و دهها ییلاق و مزرعه کوهستانی دیگر اینست که : "در سایه درخت بید ما و کنار جویبار و چشمه ما میهمانان شهرها ی دور و نزدیک دمی آسوده اند".

بهائیان که تحت آموزش تجارت بازار و سرمایه داری نوین قراردارند با روش مدیریتی TQM  و بر مبنای مشتری مداری  سیاست برخورد ظاهر پسند را در پیش گرفته اند. ارتباط کلامی بسیار مهربانانه با مشتری از ترفند های موفق آنان در اقتصاد بازار و تجارت می باشد. اما علیرغم این ظاهر بسیار خوب در تعاملات شهری و تجاری ، بر عکس رفتار سنگسری ها و سایر مناطق فوق الذکر در ییلاقات و مزارع مشابه ، شاهد برخورد خشونت بار این فرقه  با تازه واردان و مسافران عبوری در منطقه دازگاره می باشیم. نه تنها غریبه ها حق نزدیک شدن به چشمه ، جوی آب و سایه درختان حاشیه مزرعه و باغ را ندارند، بلکه تفرج در حاشیه  رودخانه سیاه خانی ، کوهنوردی در ارتفاعات  ، چیدن سبزی صحرایی و جمع آوری زرشک در اراضی ملی  منطقه و حتی بسیار دور از ویلاها و باغات بهائیان با تعرض و اذیت و آزار این فرقه مواجه و عملا منطقه برای غیر بهائیان نا امن می باشد. بسیاری از افراد که از چشمه آب معدنی تنگه سرآور دیدن کرده اند ، این احساس ناامنی را در تردد حتی تا چند ده متر بالاتر لمس کرده اند.

در یکی از صخره ها ی  اطراف چشمه آب معدنی سرآور با اسپری سیاهرنگ عبارت ( منطقه کلات نادری ) درج شده است. با ادعای این خانواده مبنی بر رساندن نسب خود به نادر شاه افشار و دره گز و این عبارت و حالت قلعه طبیعی منطقه  و نوع برخورد با مسافران و طبیعت گردان  حکایت از رویاها و خیالات غیر عادی  این طایفه و نقشه های شوم برای ایجاد یک دژ بهایی گری در دازگاره دارد.

تابلو تردد ممنوع در منطقه دازگاره مهدیشهر

تابلو شکار ممنوع در منطقه دازگاره مهدیشهر   Mahdishahr

تابلو شکار ممنوع در منطقه دازگاره مهدیشهر   Mahdishahr

به این تابلوها توجه کنید. آیا واقعا این تابلو متعلق به سازمان حفاظت محیط زیست می باشد؟ اگر چنین است:

1-     پس چرا فرم این تابلو منحصر بفرد و با تابلو های دیگر این سازمان تفاوت آشکار دارد؟

2-     چرا به جای پایه معمولی ، بر روی تیر برق نصب شده است ؟ کدام سازمان دولتی تابلوی هشداری یا اطلاع رسانی خود را بر تیر برق فشار قوی نصب میکند که سازمان حفاظت محیط زیست دومی باشد؟

3-     سازمان حفاظت محیط زیست دارای مسئولیت تعریف شده می باشد . منطقه مسکونی چه ارتباطی به این سازمان دارد؟

4-     اگر قرار است سازمان حفاظت محیط زیست تیراندازی را در مناطق مسکونی ممنوع اعلام کند. پس تابلو های مشابه برای سایر مناطق مسکونی منطقه ، استان و یا کشور کجاست؟

 اما اگر چنین نیست و این افراد خود سر این تابلو ها را نصب کرده اند ، پس چرا هیچ برخوردی در برابر جعل عنوان یک نهاد دولتی تا کنون بعمل نیامده است؟ 

 و این عبارت " پیگرد قانونی " برای افرادی که با نیت کوهنوردی و یا تفرج در طبیعت نه وارد باغ و محوطه ویلاها بلکه در طبیعت  و اراضی ملی تردد نمایند چه مفهوم گستاخانه ای را در پی دارد؟  و آیا کوه ،جنگل ، رودخانه ، چشمه و نظایر این میتواند منطقه خصوصی تلقی گردد؟

مافیای تشکیلات بهایی و اقدامات شبه صهیونیستی آنها نگران کننده است . اما نگران کننده تر سکوت و برخورد سرد وسهل مسئولین  با این اقدامات خطرناک  و مرموز تشکیلات در ییلاق دازگاره می باشد.

 خوشبختانه بعد از رسوایی عوامل اغتشاش و برانداز بعد از انتخابات سال 1388 و دستگیری و اعترافات تکان دهنده جمال الدین خانجانی  ، به قول معروف دماغ فیل شکسته  و گستاخی آشکار عوامل تشکیلات  در منطقه کمتر شده است.

 

 

 

 

نویسنده : سنگسری : ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۳
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

آب در دازگاره

بارها شنیده ایم که جنگ های آینده جهان به خاطر آب شیرین می باشد. در خاورمیانه هیچ دولتی مانند اسرائیل به مسئله آب بها نداده است. آنها بیش از زمین چشم طمع به منابع آبی عرب ها دارند.

داستان آب در دازگاره نیز مشهود است. از نظر هیدروژئولوژی منطقه دازگاره ، آب جاری و چشمه های موجود در دازگاره در گذشته چه در حالت رها شده و چه در زراعت غرقابی به دلیل آبرفتی بودن بستر دره بلافاصله در زمین های ماسه – خاکی فرو رفته و در جریان کند رودخانه زیرزمینی مجددا در بالادست تنگه سرآور جاری شده و همچنین بخشی از آن با نفوذ به لایه های پائین تر به سمت کراست های آهکی با ارتباطی غیر مستقیم با سازند های چشمه سارهای شهمیرزاد ، زیارت مهدی شهر و گل رودبار و یا مستقیما در زیر بستر رودخانه به سمت منابع آبی رضاآباد ودر نهایت دشت ممنوعه قوشه و دامغان  سرازیر می شود.

سالیان سال این جریان برقرار بوده  ودر طول مسیر هر (گروه مزرعه) سهم نسبی از این آب برداشت میکرده است. و جز سیلاب های ناگهانی که بخشی از آن به کویر حاج علیقلی میریخته است، مابقی استفاده سنتی میشده است.

طرح های باغ و آبیاری مکانیزه اجرا شده در سطح وسیع در منطقه دازگاره  حسب ظاهر از نظر استفاده بهینه از آب بسیار مورد توجه قرار گرفته است. کارشناسان جهاد کشاورزی به چشم تقدیر به آن نگریسته و سیل کمک های بلا عوض و اعتبارات بانکی کلان  بدین منظور اختصاص یافته است. اینکه چه مقدار از این اعتبارات در استقرار شبکه های آبیاری مکانیزه هزینه شده و چه مقدار آن روانه فعالیت اقتصادی مجاز یا غیر مجاز ولی به هر حال کاملا بی ارتباط با موضوع تخصیص اعتبار بانکی شده است؟؟ موضوع بحث ما نیست . بلکه بحث ما بی توجهی مسئولین به چرخه سنتی آب  و توجه به ظاهر کار و تخصیص این همه سرمایه ملی به گروه بهائیان دازگاره می باشد.

آبیاری مکانیزه در منطقه دازگاره مهدیشهر

توجه به نکات ذیل ، عمق فاجعه آب در این دره منتهی به کویر را مشخص می سازد.

1-     آبیاری مکانیزه فقط از هدر رفت غرق شدن آب به سفره های زیرزمینی پایین دست جلوگیری میکند . اما از نظر تبخیر و مصرف گیاه  مصرف آب از روش غرقابی بیشتر خواهد بود.

2-     با کنترل  غرقاب شدن آب ، آب بیشتری در دسترس قرار می گیرد و در نتیجه مساحت بیشتری به باغ تخصیص پیدا میکند.

3-     تمام اراضی آیش در گذشته ، دیم ،  موات  و حتی اراضی ملی دازگاره در سطح وسیعی به باغ تبدیل شد . بعبارتی مسئله نشت طبیعی ، سنتی و تاریخی آب به سفره زیر زمینی پایین دست به حداقل ممکن رسید.

4-     در گذشته محصول اصلی زراعی جو و گندم بود که طبعا در فاصله بین برداشت محصول تا کاشت محصول سال بعد حجم کلانی آب رهاشده برای تغذیه سفره پایین دست رها میشد.که با تبدیل به باغ و البته نیاز باغ به آبی مراتب بیشتر از زراعت های گذشته  این حق آبه پایین دست قطع شد.

5-     نوید خانجانی در ویکی پدیا ادعا کرده است که ارتفاع منطقه از سطح دریا 2500 متر می باشد. در چنین مدار جغرافیایی  و چنین ارتفاعی   وبا این محدودیت آب  احداث باغ توجیه اقتصادی چندانی ندارد . پس اهداف آنها  بعبارتی  :1- در جذب اعتبارات کلان از بودجه ملی و وام های کم بهره بانکی ، 2- کار تبلیغاتی  و ایجاد فضای سبز به منظور دیگر ( متعاقبا بحث خواهد شد)  و3- قطع جریان آب (تغذیه طبیعی)   به سفره های زیر زمینی پایین دست خلاصه میگردد.

6-      گروه بهائی دازگاره حتی چشم دیدن اینکه در زمستان و اوایل بهار آب منطقه از دست آنها گریخته و سهم چشمه و سفره های مزارع پایین دست میگردد را نداشته  و با احداث دو استخر بزرگ ذخیره آب در دره و  بستر رودخانه های فرعی و هدایت آبی که باید سفره های زیر زمینی غیره را تغذیه میکرد، قصد دست اندازی حتی به این آب زمستانی را داشتند که رسوائی آشکار این دست اندازی و نگرانی از اعتراض زارعین سرآور و رضاآباد پایین  و برملا شدن نقشه ها ، خود راسا استخرها را تخریب و البته در سایت ها آن را به نظام نسبت داده و طبق معمول مظلوم نمایی نمودند.

آبیاری مکانیزه در منطقه دازگاره مهدیشهر

 


دازگاره در ویکیپدیا

نگارش بهایی در مورد دازگاره شهرستان مهدی شهر

 

چند نکته در مورد مطالب نوید نام بهایی ( که دشمنی و عداوت آشکارش با نظام و هم سویی با تحرکات بعد از انتخابات 88 ، از مطالب وبلاگش عیان است ) در سایت ویکی پدیا  در مورد دازگاره .

1-     پسوند نام افشار برای دازگاره در چند سال اخیر توسط گروه بهایی  فامیل خانجانی مطرح و به شدت تبلیغ شده است. و هیچکدام از عشایر سنگسری یا پروری مقیم منطقه نه در گذشته و نه در حال چنین پسوندی ( افشار - آبشار - اوشار ) را غیر از زبان این گروه  نشنیده اند.

2-      وجه تسمیه دازگاره در لهجه محلی سنگسری بسیار واضح و مشخص است و در دومین مبحث این وبلاگ به وضوح شرح داده شده است. ربط آن به دره گز خراسان شمالی کاملا بیمورد و بدون هیچ سند تاریخی می باشد.

3-     بعد ازجنگ مهماندوست نادرشاه 2 جنگ بزرگ دیگر در سردره خوار و مورچه خورت  با افغان ها داشت . باور جدایی یکی از نیروهای مهم او و راهی شدن او به مناطق کوهستانی  از حد خیال پردازی فراتر نمی رود.

4-     اینکه اعضای بهایی خانواده خانجانی اصرار به رساندن نسب خود به نادر شاه افشار دارند  و حتی چند فامیل دیگر نظیر کیپور و دوست محمدی را به عنوان پسرعمو های افشاری به میدان می آورند ، حیرت انگیز می باشد. چه افتخاری از نواده نادرشاه بودن به آنها خواهد رسید!؟ و یا چه کمبودی از شخصیت آنها جبران خواهد شد؟ در حالیکه افشارها ترک بوده اند و هیچ سنخیتی بین ترک ها و سنگسری ها وجود نداشته است. و اصولا نسب و نژاد با داستان اعتقادی!! این افراد چگونه توجیه می شود؟

5-     دازگاره نظیر صد ها ییلاق سنگسری یک مزرعه و ییلاق تابستانی بوده است . و در گذشته اقامت زمستانی در آن بسیار محدود بوده است . اگر اینجا را روستا در نظر بگیریم پس مناطق اورپلنگ ، خینگ ، خوریه ، آرتد ، جاش لوبار ، رضاآباد و صدها ییلاق مشابه عشایر سنگسری چه در محدوده شهرستان مهدیشهر و چه خارج از آن را چه باید بنامیم ؟

6-     وجود کاوش های باستان شناسی مشابه در خرند ، دازگاره  و شهزوار خطیرکوه و اشاره مجهول به این کاوش ها فقط در دازگاره چه مزیتی را نثار سنگسری های بهایی با اقامت تابستانی در ییلاق دازگاره خواهد کرد؟

7-     همینطور طرح زبان پهلوی اشکانی (سنگسری) به عنوان یکی از زبان های گفتاری منطقه.نگارنده ویکی پدیا توضیح نداده است که چطور زبان گفتاری ترکان افشار به سنگسری تبدیل شده است. ویا مستندات معادل سازی لهجه سنگسری با پهلوی اشکانی چیست؟

٨- طرح نام شهرستان سنگسر به جای نام رسمی شهرستان مهدی شهر که اهمیت و حساسیت این موضوع از نظر بهائیان قابل توجه می باشد.

9-     مذهب : بهایی . ظاهرا تمام تلاشها از معرفی دازگاره به نام روستا و آمار؟ و تاریخ برای اینست که یک روستا به نام بهایی در جهان ثبت شود. البته اگر عقاید گروه بهائیت را بتوان به عنوان مذهب جا زد. با این حال مشخص میشود دراویش و مسلمانان و افراد غیر بهایی ییلاق دازگاره از نظر اینها وجود خارجی ندارند!!!!!!!!!!!!!!

نویسنده : سنگسری : ٧:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۳۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

چرا به دازگاره گیر ....

گیردادن به موضوع دازگاره  از حسادت و کینه قومی یا دینی نیست . چرا وارد این مقوله خطرناک شدیم؟

زارعی به نام ( ....) مسلمان با خانه سنگی – کاهگلی در یک منطقه روستایی با قدمت 100 ساله که حتی شرایط مناسب   اقامت چند روزه را نداشت و از نظر ایمنی و بهداشت اقامت در آنها خطرناک بود. با مجوز های قانونی و رعایت تمام جوانب بروکراسی اداری و دوندگی زیاد 50مترمربع بنا با مصالح ایمن و ساده(با مجوز قانونی ) می سازد. کمتر از 2 مترمربع بنا بعنوان توالت در خارج از ساختمان می سازد و سطح پرشیب جلوی خانه ( حدود 20 مترمربع ) را یا سنگ و سیمان هموار می سازد . کارشناسان جهاد کشاورزی  ساخت دستشویی و ایجاد سکوی جلوی خانه را بعنوان بنای غیر مجاز به دادگاه می کشانند . و ظاهرا دادگاه پیشنهاد تخریب بنای اضافی و یا پرداخت جریمه را مطرح  که جریان هنوز ادامه دارد. نظیراین ارجاعات به دادگاه و برخورد سخت با تغییر کاربری حداقل در شهرستان های مهدی شهر و سمنان زیاد دیده می شود.

از وظیفه شناسی  و دقت نظر کارکنان جهاد کشاورزی  باید تشکر کرد. آنها در اینجا با وسواس به وظیفه خود عمل کرده اند.....

اما آنچه که ما را نگران میکند شایعاتی بود که در مورد ویلاهای منطقه دازگاره شنیدیم

دازگاره اسرائیل کوچک  تشکیلات بهایی در شهرستان مهدی شهر

هم در زمین زراعی  و هم  با حتمال زیاد در اراضی موات یا ملی حداقل 2 ویلای بزرگ  و بعبارتی بنایی کاخ مانند با محوطه سازی وسیع ، دیوار های بلند با حفاظ های محکم ، چراغ روشنایی خیابانی پایه بلند ، گلکاری داخل محوطه و همه آنچه که بوضوح روشن می سازد اینجا یک خانه مسکونی زیر 70 متر روستایی نیست بلکه ویلای بزرگ و چندین اطاقه و احتمالا دارای سالن های مجلل می باشد.گفته میشود این ساختمان های بزرگ در این محدوده زراعی دازگاره متعلق به رابطین اسرائیل و از سران تشکیلات موسوم به بهایی می باشد.

دازگاره اسرائیل کوچک  تشکیلات بهایی در شهرستان مهدی شهر

بحث کاربرد این بناهای مجلل  فعلا" منظور ما نیست. آنچه که سئوال برانگیز است عملکرد متضاد جهاد کشاورزی و یا امور اراضی و یا حتی دادگاه  مربوط به تغییر کاربری اراضی در مقابل 2 مثال فوق الذکر است.

در زمانی که هموار کردن چند متری جلوی خانه با سیمان ( حتی موزائیک نیز استفاده نشده) بعنوان تغییر کاربری غبر مجاز به دادگاه ارجاع می شود. سران تشکیلات بهایی با کدامین پشتوانه در این مساحت وسیع  زمین زراعی را به کاخ تبدیل میکنند.

دازگاره اسرائیل کوچک  تشکیلات بهایی در شهرستان مهدی شهر

وضعیت 3 سمت مجاور ویلای بالایی از نظر پوشش گیاهی و شیب زمین نشاندهنده مرتع و ملی بودن زمین ویلا و محوطه آن بوده است. و احتمالا رجوع به تصویر هوایی سال های 1335 یا 1334 و شواهد محلی دیگر بدون تردید این مسئله را تایید خواهد کرد.

این عملکرد 2 گانه ارگان های ذیربط و این سکوت و بی تفاوتی در مقابل ساخت و ساز های غیر قانونی عوامل تشکیلات بهایی ، تمام شعارهای ضد اسرائیلی دولت دکتر احمدی نژاد را در این نقطه به زیر سئوال می برد.

حتی اگر این سخن جناب مشایی را که ما با مردم اسرائیل مشکل نداریم ، وارد بدانیم .توجیه کننده مسامحه کاری در برابر تشکیلات بهایی که جزیی از سرویس اطلاعاتی دولت ( و نه مردم ) اسرائیل می باشد ، نخواهد بود.

دازگاره اسرائیل کوچک  تشکیلات بهایی در شهرستان مهدی شهر

اگرچه بهائیان در پرداخت رشوه و کشف راههای کارچاق کنی در دوایر دولتی شهره هستند اما مسلما این مسامحه در برابر تخلفات بزرگ ساخت و ساز و تغییراین مساحت زیاد اراضی زراعی و یا تصرف اراضی ملی از جرات و جسارت کارمندان جز ( حتی اگرکارمند ناسالمی وجود داشته باشند )  خارج است و پشتوانه عوامل خلافکار دازگاره  قوی تر از این تصورات می باشد.

بار دیگر ( برابر مبحث قبلی) تاکید میکنیم که حساب یهودیان ایران و رده های سطح پایین و عامه بهایی از تشکیلات بهایی و حکومت اسرائیل جداست. اعتراض به عدم برخورد با بهائیان نیست ، بلکه اعتراض به 2 گانگی برخورد  امور اراضی و یا منابع طبیعی وزارت جهاد کشاورزی در موارد فوق الذکر می باشد. پدیده ای  نگران کننده که اسرائیلی ها تا کجا در بدنه وزارت کشاورزی یا نهاد های دیگر نفوذ کرده اند؟؟!!!

Mahdishahr Dazgahreh

نویسنده : سنگسری : ٩:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٩
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

دازگاره کجاست؟

داز به معنی بوته "گون"  است  و گاره محل اطراق و استراحت گله گوسفندان در جایی غیر از آغل می باشد.

نام دازگاره بر یکی از مهمترین ییلاق تابستانی عشایر سنگسری ( مهدی شهر) نهاده شده است. این منطقه عمدتا در اختیار ایل دوست محمدی بوده است . اما قسمت محدودی آن هم در عمق دره و بیشتر اراضی زراعی در اختیار خانواده " خونجونی" یا در شناسنامه خانجانی قرار داشته است. البته زارعین دیگر نیز در این منطقه بوده اند.

در یک حالت کلی با توجه به اقلیم گرم و خشک دامنه جنوبی البرز  و بخصوص تابستان گرم این نواحی باعث شده است تا دره های دارای چشمه و آب دائمی رو به جنوب البرز از محبوبیت و شهرت بالائی برخوردارشوند. که دره های جاجرود و کرج در استان تهران و دره های حبله رود، عبدالله آباد ، رامه ، ایج و امامزاده عبدالله ،اروانه ، گل رودبار ، شهمیرزاد ، تویه دروار ، چشمه علی و تاش در استان سمنان از این جمله هستند.

دازگاره نیز یکی از این دره هاست . جویبار پر آب آن از ییلاق " سیاه خانی " سرچشمه گرفته و بعد از عبور از دازگاره از تنگه سرآور گذشته و به روستای سرآور می رسد.حوزه آبریز منطقه  بعد از عبور از رضاآباد ، جماران و قوشه به کویر حاج علیقلی دامغان ختم می شود.

بافت دره در منطقه دازگاره آبرفتی شنی بوده که جریان آب در آن غرق و موقتا قطع و مجددا در بالا دست تنگه سر آور ظاهر  می شود.یکی از چشمه های آغاز تنگه سرآور از نظر درمان بعضی از سنگ کلیه شهرتی بهم زده است.

دازگاره در شمال شرق شهرستان مهدی شهر ، در شرق بخش شهمیرزاد و درشمال روستای سر آور  واقع است.

دره دازگاره مانند یک قلعه محصور می باشد کوههای با شیب تند و گاها صخره ای این منطقه را از ییلاقات خینگ ، اورپلنگ و سیاه خانی در غرب و شمال و همچنین دره رضاآباد و خرند در شرق جدا نموده است .تنها دروازه ورود به این منطقه ازتنگه باریک و پر پیچ و خم سرآور می باشد.

اگرچه دازگاره مانند دیگر دره های خوش آب وهوا البرز جنوبی مشهور نیست . اما موقعیت و جایگاه آن بخصوص از نظر آب وهوا و مناظر فصول گرم ومعتدل بسیار عالی است. و چه بسا چشم انداز درخشان تری از سایر دره های پر آب البرز جنوبی داشته باشد.

 

نویسنده : سنگسری : ٧:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

بهایی بهایی زاده و بهائیت

کودکی در خانواده ای بدنیا می آید. از ٣ سالگی تعلیم امر بها با روانشناسی خاص برایش آغاز می شود .آموزش فشرده با طرح های نوین از او یک بهایی می سازد. در های بسته و محدویت شدید تماس با افراد ضد بهایی مطلع و از طرف دیگر مشاهده ناهنجاری و خشونت کور از سوی افراد ضد بهایی جاهل و متعصب ، او را در ایمانش قوی و جری می سازد. مهار تشکیلاتی و ابزار قدرتمند و خشن طرد روحانی تشکیک های خود جوش او را در نطفه خفه می سازد. او یا قلبا" مومن قوی در آموخته هایش است و یا یک غیر مومن به حرف و اعتقادات اطرافیانش اما وابسته شدید به خانواده  و هراسان از طرد روحانی و پیامد های وحشتناک آن همچنان در تشکیلات فعال یا بی تفاوت اما ساکت باقی می ماند.

اگر چه به خاطر آموخته ها و آموزش های فشرده و القائات سمعی و بصری او ممکن است به درجاتی با جامعه غیر بهایی (به خصوص مسلمانان ) احساس دشمنی و عداوت نماید . اما ما معتقدیم گناهی بر او وارد نیست.حتی سزاوار سرزنش هم نیست.

مقصران واقعی گمراهی او ٣  گروه هستند:

١- تشکیلات بهایی با راهکارهای شتشوی مغزی از ٣ سالگی ، محدود ساختن مطالعات آزاد و تماس با آگاهان ضد تشکیلات و طرد روحانی (خشونت عاطفی - اجتماعی بایکوت افراد جدا شده از تشکیلات) و شگرد های روانی دیگر

٢- متعصبین جاهل ضد بهایی  که با برخورد های کور و ناآگاهانه  موجبات فراهمی خوراک تبلیغاتی برای تشکیلات و در نتیجه مظلوم نمایی کاذب و بهره برداری روحی و روانی برای تقویت وابستگی افراد به تشکیلات میگردند.

٣- آگاهان جامعه که علیرغم اطلاع از ماهیت خطرناک تشکیلات ، اقدام میسری در نجات در دام ماندگان نکرده اند.

ما در اینجا قصد تحلیل عقائد بهائیان را نداریم . بلکه عملکرد مالی و اقتصادی تشکیلات  و متاسفانه مسامحه کاری مسئولین به ظاهر ضد بهائی !! و ضد اسرائیلی !! را به نقد می کشیم .

نویسنده : سنگسری : ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com