ممانعت از تحصیل بهائیان
یکی از فعالان رده پایین تشکیلات ، بهایی زاده نوید نام خانجانی ظاهرا با تعلق خاطر فراوان به دازگاره می باشد. نامبرده در جریان براندازی و اغتشاش بعد از انتخابات 88 در تحریک دوستانش و جوانان بهایی برای به خیابان ریختن و آب را گل آلود کردن نقش فعالی داشته است. از آنجائیکه استعمار انگلیس و سایر دول تجاوزگر ، همیشه از سیاسی و مبارزه ای بودن ادیان الهی در هند ، خاورمیانه ، قفقاز و شمال آفریقا ضربه های سنگینی دیده بودند ، برای خلاصی از این درد سر در طرح ساخت دین جدید ،در بسته های آموزش دینی اهدایی به میرزا حسینعلی نوری و سر عباس افندی دوری از سیاست و حکومت بسیار مورد تاکید قرار گرفته بود. این پدیده در سالهای اخیر مورد استفاده کانادا و استرالیا و سایر کشورهای مهاجر پذیر قرار گرفته است. این حکومت ها از اینکه جوانان بهایی کبریت بی خطر می باشند و کاری به سیاست و بی عدالتی نژادی و غیر نژادی ندارند استقبال نموده و براحتی و با حداقل تشریفات مهاجرین بهایی را پذیرش و تحت تابعیت خود قرار داده اند. اما برای حامیان خارجی تشکیلات ، به خصوص آمریکا و اسرائیل ، با توجه به نیازمبرم نیروی انسانی که در طرح های مقابله از درون با نظام ایران داشتند ، کنار ماندن بهائیان ایران در این کمبود شدید نیروی برانداز غیر قابل تحمل بود. لذا دستور تشکیلاتی با یک تغییر 180 درجه ای مبارزه با نظام را به جای عدم دخالت در سیاست برگزید. بروز این تناقض آشکار بایستی برای رده پایین ( بخش اعتقادی و تسلیم محض ) تشکیلات توجیه شود. برای بسیاری از بهائیان این ابهام باقی ماند که چرا مبارزه و سیاسی گری فقط در کشور ایران است و در سایر نقاط همچنان اصل دوری از سیاست با شدت تمام رعایت میگردد. البته مخالفت بستگان نوید با شرکت وی در جریانات خیابانی اغتشاش و براندازی ضد نظام اسلامی ایران ، ناشی از اعتقادات آنها نیست. آنها در جایگاهی قرار ندارند که جرات اعتراض به برنامه های دیکته ای تشکیلات منجر به بروز این تناقض را داشته باشند ، بلکه این منع و مخالفت با نامبرده ناشی از احساسات عاطفی و علایق درون خانوادگی است که نمی خواهند برای نوید عزیزشان اتفاق ناگواری پیش آید. و یا با سیاسی شدنش و در زیر ذره بین قرار گرفتنش موجب اختلال در پیشرفت های اقتصادی و مالی آینده اش شود. اما نوید توجیه می شود و سپس خود توجیه میکند که این اقدامات مداخله در سیاست نیست ، بلکه تلاش برای برخورداری از حق تحصیل بهائیان است. راستی چرا جوانان بهایی به دانشگاه نمی روند؟ اینکه سرگرم بودن جوانان بهایی با برنامه های فشرده آموزشی ، توجیهی و تفریحی امری مانع از پیشرفت تحصیلی آنها می شود، چندان قابل قبول نیست ، علیرغم طیف متوسط رو به ضعیف تحصیلی جوانان بهایی دبیرستانی ، موارد هر چند محدود با پشتکار تحصیلی و استعداد بالا در بین دانش آموزان دبیرستانی دیده می شوند. در چند دهه پیش سران تشکیلات بهایی در ایران و جهان متوجه بحران بزرگی شدند و شدیدا احساس خطر کردند. اکثریت جوانان با تحصیلات عالی از اطاعت از تشکیلات و قبول آن به عنوان یک دین سرباز زدند و آموزه های امری را به تمسخر گرفتند. هر چند اعطا مقام و مسئولیت و جاذبه های دیگر تشکیلاتی و رانت های اقتصادی توانست عده ای ازاین فارغ التحصیلان مدارج بالا را همچنان جذب تشکیلات نگه دارد. اما آمار گریختگان از تشکیلات بسیار بالا و نگران کننده بود . و بدتر از این انتشار شک و تردید و بهایی گریزی در بستگان و آشنایان این افراد بود که حتی ابزار قدرتمند تشکیلات موسوم به طرد روحانی نیز کارآمد نبود. به عبارتی تمام تلاش های تشکیلات در اعتقادی کردن آموزه های امری از 3 سالگی به بعد در تعامل دانشجوی بهایی با افکار آزاد بر باد می رفت . متاسفانه آموزه ضد ادیان الهی منجمله اسلام و محدویت های تشکیلات در گذشته و یا سرخوردگی ناشی از اعتقادات امری مانع از گرایش این دانشجویان به سمت ادیان الهی و درنتیجه ماندن آنها همچنان در بی دینی میشد. و تعداد کمی از اینها به سمت اسلام یا ادیان حقیقی دیگر روی می آوردند. اما برای تشکیلات بهایی گریزی حتی علیرغم بی دین ماندن آنها سخت نگران کننده بود. تشکیلات کاملا به این نتیجه رسید که راه نیافتن جوانان بهایی به دانشگاه های داخل و خارج صد درصد به صلاح گروه بهائیان خواهدبود. اولا از خطر بهایی گریزی مصون می مانند و ثانیا در دست گرفتن رانت های اقتصادی و تجارت های ویژه و پرسود برای تشکیلات احتیاج چندانی به تحصیلات عالی ندارد. لذا آیتم دین در فرم های ورود( کنکور) به دانشگاه ( که جهت تعیین نوع سئوال دروس دینی افراد پیش بینی شده است) مورد استفاده ابزاری تشکیلات قرار گرفت. تمام جوانان دستور داشتند که دین خود را بهایی اعلام کنند و این کار خود بخود منجر به حذف آنها از امتحان کنکور و ورود به دانشگاه میشد. تشکیلات اطمینان خاطر دارد که هیچ نظامی و حکومتی در ایران ( چه اسلامی و مستقل و چه وابسته کامل به غرب ) به دلیل ماهیت آشکارگروه بهایی و ترس از عکس العمل عمومی مردم هرگز حاضر نخواهند شد که بهائیت را به عنوان دین حتی غیر رسمی بپذیرند .آنها به وضوح میدانند که اعلام بهاییت به عنوان دین حتی در زمان شاه که اداره کشورکاملا در اختیار آمریکا و اسرائیل بود نیز غیر ممکن بود و حتی اگر در ماموریت محوله براندازی نظام اسلامی موفق شوند به پاس خوش خدمتی از پاداش مادی و رانت های بزرگ اقتصادی مانند گذشته برخوردار میگردند ، اما وابسته ترین نظام به آمریکا نیز جرات به رسمیت شناختن آنها را در این کشور نخواهد داشت مانند اینست که سازمان مجاهدین ، چریک های خلق ، کمونیست ها و یا شیطان پرست ها را نیز به عنوان دین!!! بپذیرند. واز این بابت نهایت بهره برداری را میکند.اصرار بر اعلام دین بهایی در فرم پذیرش و محروم ماندن جوانان 3 پیروزی هر چند موقت برای تشکیلات در پی دارد : اول نگرانی از ورود به دانشگاه و پیامدهای بهایی گریزی در تحصیلات عالی مرتفع میگردد. و دوم بهره برداری روانی تحریک و تشجیع جوانان به دنبال وقوع محرومیت خود خواسته و سوم مظلوم نمایی و بهره برداری سیاسی برعلیه نظام . شگرد محروم ساختن جوانان بهایی از ورود به دانشگاه منحصر به ایران نمیگردد. بلکه علیرغم پذیرش بسیار آسان جوانان بهایی ( به دلیل فوق الذکر) در کشورهای مهاجرپذیر نظیر کانادا و استرالیا و حتی ایالات متحده به بهانه حفظ جمعیت در کشور مهد بهایی از مهاجرت جوانان به خارج با تمام قدرت ممانعت بعمل می آورند. البته موارد استثناء شامل فرزندان افراد خاص تشکیلات و یا جوانانی که به زعم تشکیلات اعتقادشان قوی است و کاملا تشکیلاتی شده اند وجود دارد. نگرانی تشکیلات از مهاجرت به خارج صرفا ورود به دانشگاههای خارجی نیست ، بلکه موارد بهایی گریزی حتی در جوانان بدون تحصیلات عالی نیز دیده شده است . آن هم در جایی که پدیده خشونت بار عاطفی – روانی طرد روحانی دیگر کارآمد نیست. توجیه نوید خان جانی برای پدیده تناقض آشکار تعلیمات امری عدم دخالت در سیاست با شرکت ایشان و هم گروه اش در اغتشاشات سال 1388 تهران به بهانه دفاع از برابری تحصیلی شاید رده های بیخبر بهایی همچنان بی خبر تر نگه دارد ، اما بستگان قدرتمندش در تشکیلات می دانند که این بهانه ای بیش نیست و آنها محکوم به اجرای دستورات دیکته شده تشکیلاتی از خارج هستند .
نظرات ()
|

نظرات ()